احمد بن حسين بن على كاتب

121

تاريخ جديد يزد ( فارسى )

صاحبت آن‌كس كه از دست و دلش عاجز شوند * هر نفس صد حاتم و هر لحظه صد نوشيروان خواجهء ديوان هفت اقليم شمس ملك و دين * مبدع امن و امان مقصود ابداع زمان چون دار الشفاء تمام شد بزرگان يزد از شهر و ولايت از هر مقامى پانصد سبو آب تكلّف كردند جهت خواجهء صاحب ديوان ، خواجه داخل موقوفات دار الشفاء كرد و در سال ستّ و ستّين و ستمائه تمام شد . و خواجه شمس الدين محمد تازيكو مسجد چهل محراب بساخت و چهار دانگ « قريهء شير » از قهستان يزد بر آن وقف كرد . ذكر مصّلى [ و ] عيدگاه برابر مزار جمال الاسلام « 1 » و مصلى و عيدگاه برابر مزار شيخ الاسلام شيخ جمال الدين « 2 » او ساخت و محراب و منبر ساز كرد و آن از آثار خير اوست . / 133 / ذكر مدرسهء [ 156 ] رشيديه و خانقاه و بازار و كاروانسرا اين مدرسه منسوب است به خواجه رشيد الدين فضل اللّه طبيب كه از اكابر زمان خود بود ، و پسران عالىشان او وزراى « 3 » سلاطين بودند به علم و كمال آراسته بودند ، و مصنّفات بسيار دارد . و در اوّل حال طوف ممالك مىكرد ، و خلايق را از حكمت او منفعت مىبود و مسيح زمان بود ، و چون به شهر يزد رسيد به حكم الجنسية علة الضّمّ نزديك اولاد مولانا رضى الدين طبيب شد و مولانا شرف الدين على كه جالينوس زمان بود و از اكابر يزد سرآمد بود او را تفقّد كرد و گرامى داشت و هر كتاب كه طلب كرد به وى داد . و چون خواجه رشيد به تبريز رفت و نزد سلطان محمد خدابنده آن پايه و بزرگى يافت و در صدر « 4 » امرا و وزراى سلطان درآمد ، و مىخواست كه عذر خدمت ايشان بخواهد فرمان ويرليغ صدارت و امارت جهت مولانا شرف الدين على بفرستاد ، و چون

--> ( 1 ) . ف : كذا در اصل ، مل : ندارد . ( 2 ) . ف : جمال الدين اسلام ، مل : سلام . ( 3 ) . م : وزراء و سلاطين . ( 4 ) . م : صد .